چی شد که اخه الان من اینجام با
قرصای افسردگی...چی شده آخه..مگه قرار نبود تئاتر بخونم تودانشگاه تهاران...مگه قرار نبود همه چیز عوض شه...قرار نبود حالم خوب شه؟چرا پس هی داره بد تر میشه حالم...جای رشد دارم سقوط میکنم...من چی کار کنم بااین همه امیدواری مرده...به کدوم ارزوی براورده شدم برگردم و به خودم واسه آینده امیدواری بدم؟این تاریکیا دیگه روشن نمیشن...این خستگیا دیگه در نمیان از تنم...این دنیا سیاه سفید باقی میمونه...
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کاشانی
تاريخ: سه
شنبه
30 مهر
1398 ساعت: 4:24